(مقدمه)  مادر گوهری گرانبها زیباومقدس است ،بچه بودم که  دلم به گرفتن گوشه ی چادر مادرم خوش بود اکنون بزرگ شده ام ومادرم را میخواهم نه برای گرفتن گوشه چادر ،میخوام باران ابرهای تیزخودم را پاک کنم.نه برای اینکه دلم خوش شود که میدانم نمیشود شاید دلم کمی با بوی خوش چادر مادرم ارام بگیرد.
                                            

بند بدنه( 1)ظاهری : فرشته ی زندگی من40سال است با پوستی روشن و موهای مشکی که تا سرشانه هایش می رسد و چهری معصومش را چندین برابر زیباتر میکند ،قد نسبتا کوتاهی دارد حدود 160سانتی متر .


بند بدنه(2) رفتاری: مادرم زندگی دشواری داشته که باعث پیری و بیماری اوشده است اما  از لحاظ روحی همچنان  صبور و توانمنداست وروحیه ی بسیار خوبی دارد گرچه میدانم همه ی غم غصه اش رادرون قلب مهربانش   پنهان میکند،اصلا وقت فکر کردن ب خود را ندارد تمام دارو ندار،جوانی و خوشی اش را صرف همسروفرزندانش میکندهمیشه میگوید  مهم ترین وباارزش چیزی که در زندگی دارم فرزندانم هستند وبه انها اهمیت زیادی میدهد .

بند بدنه( 3)رفتارش با دیگران: مادر خیلی مهربانی دارم که تابه حال به مهربانی او ندیده ام بهترین دوست و خواهر من است ،درتمام مراحل زندگی ام مشاورم بوده ودر مسائل خصوصی و کارهایم یاری کرده است .

بند پایانی :همیشه و درهمه حال مثل یک کوه محکم پشتم  ایستاده است با وجودش هیچ وقت احساس تنهایی نمیکنم  من به او وداشتن او افتخار میکنم واز خدا ممنونم که همچین فرشته ی دوست داشتنی افریده است.