باز هم ...........
باز هم دلش شکست با دلی شکسته شهیدان خود را به اغوش میکشد و با فریاد بی صدا از بازی های روزگار می گرید .!
باز هم لبخندش تبدیل ب زجه های تلخ میشود .مگر کدام عهد را شکسته سزاوار این همه داغ فرزندان خود است ؟؟؟؟
کدام پیمان را زیر پا گذاشته که اشک های بچه های شیر خواره را با وجودش لمس میکند !و دم از چیزی نمیزند و بازهمم با تن سردخاک خود جسم تمام شهیدان را ب ارامش فرا میخواند .......
ارامگاه تمام شهیدان است و از عمق وجودش آن هارا بغل میکند ،همانگونه که تمامم شهیدان کرمانشاه را با خون دیده در خاک خود جای داد !!!!****
باز هم ارامش ابدی زمین ایران میزبان است .........
ارامشی که شهدای سانچی .،کرمانشاه ،پلاسکو .......در ان ارمیده اند و گویی هیچوقت از مادر متولد نشده اند چه قدر ارام چشمانشان را بسته اند .
ایران من چه قدر مظلومانه همه ی درد هارا تحمل میکنی *چه قدر خوب با جای خالی تک تک ادم ها کنار می آیی !
اما کمی زود نبود ب جای شور و شعف عید تن های تکه تکه شده ی شهیدان دنا را ب اغوش بکشی ؟؟؟
حس میکنم با وجود این همه جوانی که در خاک خود جای داده ای با وجود زجه های مادری که بر روی خاک فرزندش چنگ میزند کمرت خم شده است !*
ایران من با وجود تمام درد هایی که داری حتی داغ تازه ی دنا بخند و نگذار کمرت خم شود و بشکند که از شکستن تو کمر شکسته ها بر میخیزند و هلهله خواهند کرد .
ایرانم ب یاد رودی از خون شهیدان که برای سر افرازی تو بود برخیز
باز هممم شهیدان خود را ب تن سرد خاکت بکش و کمک کن سردی خاک ب وجود مادر هایشان بنشیند که همه ی ما با آن ها هم دردیم .................
ماه پشت هیچ ابری پنهان نمیماند ایرانم با تمام غم هایت برخیز .......
ایرانم برخیز نگذار داغ های سانچی و دنا دشمنانمان را شاد کند .....
ایرانم تسلیت .............