معانی واژه ها _ معنای ابیات _قافیه و ردیف هر بیت _ آرایه های ادبی _ تاریخ ادبیات


معنای واژه ها:

خارکش :کسی که هیزم و خار برای سوزاندن جمع آوری می کند.
دلق:لباس پشمی که فقیران می پوشیدند.
لنگ لنگان:در حالی که پای او می لنگید.
پشته خار :دسته ای خار که روی شانه و پشت خود آن را حمل می کنند.
چرخ بلند:استعاره از آسمان است .
نژند:اندوهیگن و غمناک
دولت:سعادت
حد:اندازه ،مقدار
گوهر :از سنگ های قیمتی
خار :بوته ی تیغ
فرازنده :بالا برنده
نوازنده :نوازش کننده
جیب :گریبان ،یقه
بنهادی :قرار دادی
ثنا:ستایش،شکرگذاری
عطا :بخشش
سفتن:سوراخ کردن
رخش:نام اسب رستم
خرف:کم عقل
خواری :پستی و حقارت
خس:شخص پست و فرومایه ،ناچیز
چاشت :صبحانه
افتادگی :فروتنی ،تواضع
آزادگی :جوانمردی ،اصالت
مغرور :از خود راضی
پندار:گمان ،خیال
عزت :سرافرازی،سربلندی
بالین:بستر ،بالش،آن چه در وقت خواب زیر سر می نهند.
حرص:آز و طمع
شام :وعده غذایی که شب خورده می شود.
آزادی :رهایی


معنای ابیات:

بیت اول :خارکش پیری با دلق درشت /پشته ای خار همی برد به پشت

قافیه:درشت ،پشت
ردیف :ندارد

دلق درشت :(ترکیب وصفی )
درشت:ضخیم

آرایه تناسب بین خارکش ،خار و پشته
آرایه جناس :پشت و پشته
همی برد :می برد (ماضی استمراری)

معنی بیت :خارکش پیری با لباس کهنه ،پشته ای خار بر دوش خود گذاشته بود و آن را حمل می کرد.


بیت دوم :لنگ لنگان قدمی بر می داشت /هر قدم دانه ای شکری می کاشت

قافیه:برمی داشت ،می کاشت
ردیف:ندارد

لنگ لنگان:قید حالت
آرایه تشبیه  (دانه ای شکر )
شکرگذاری را به کاشتن دانه تشبیه کرده است.
مشبه :شکر      مشبه به :دانه

معنی بیت :در حالی که می لنگید و به آرامی راه می رفت ،در هر قدم خدا را سپاس می گفت .


بیت سوم :کای فرازنده ی این چرخ بلند /وی نوازنده ی دل های نژند

قافیه:بلند،نژند      ردیف :ندارد

کای:مخفف که ای
فرازنده :صفت فاعلی (فراز +نده)
نوازنده :صفت فاعلی (نواز +نده)
وی: و  ای
دل های نژند:ترکیب وصفی
چرخ بلند :استعاره از آسمان

آرایه ترصیع

معنی بیت :ای خدایی که این آسمان را برافراشته ای و ای کسی که آرامش دهنده ی دل های غمگین هستی .


بیت چهارم:کنم از جیب نظر تا  دامن /چه عزیزی که نکردی با من

قافیه :دامن ،من     ردیف :ندارد

فعل :نظر کنم
متمم:جیب
متمم:دامن
حروف اضافه:من ،از ،تا

کنایه (از جیب تا دامن نظر کردن):کنایه از به احوالات خود  نظر کردن است.

معنی بیت چهارم :وقتی که از سر تا پای خودم را نگاه می کنم ،می بینم که همه نوع بزرگواری و ارجمندی را به من بخشیده ای .


بیت پنجم:در دولت به رخم بگشادی /تاج عزت به سرم بنهادی


قافیه :بگشادی ،بنهادی  
ردیف :ندارد

آرایه های (تشبیه _ترصیع _تناسب)

تاج عزت :اضافه ی تشبیهی
عزت به تاج تشبیه شده.
مشبه :عزت    مشبه به :تاج

تناسب :بین تاج و سر
ترصیع

معنی بیت پنجم:در خوش بختی  و سعادت را در مقابل چشمان من باز کردی و ارجمندی و بزرگی را مانند تاجی بر سر من نهادی.


بیت ششم :حد من نیست ثنایت گفتن /گوهر شکر عطایت سفتن

قافیه :گفتن ،سفتن    
ردیف :ندارد

ثنایت:ترکیب اضافی(ثنا+تو)
عطایت:ترکیب اضافی(عطا +تو)

معنی بیت ششم :خدایا  من کوچک تر  از آن هستم که حمد و سپاس تو را بگویم .شکر گزاری تو مانند سوراخ کردن مراورید سخت و دشوار است که من شایستگی آن را ندارم


بیت هفتم :نوجوانی به جوانی مغرور /رخش پندار همی راند ز دور
 
قافیه:مغرور ،دور  
ردیف :ندارد

رخش:نام اسب رستم است اما در این جا به معنی اسب (رخش مجاز اسب)

همی راند :ماضی استمراری

آرایه های تشبیه و واج آرایی
رخش پندار :اضافه تشبیهی
خودپسندی به اسبی مانند شده

مشبه :پندار    مشبه به :رخش

واج آرایی :بین حروف (ن ) و (ر)

معنی بیت هفتم :نوجوانی که مغرور از جوانی خود بود ،از دور در حالی که اسب غرور و خود خواهی خود را می راند به پیرمرد نزدیک شد.


بیت هشتم :آمد آن شکرگزاریش به گوش /گفت کای پیر خرف گشته ، خموش

قافیه :گوش ،خموش  
ردیف :ندارد

شکر گزاریش:شکر گزاری او (ترکیب اضافی)
پیر خرف :(ترکیب وصفی)

معنی بیت هشتم :مناجات و ستایش پیر مرد به درگاه خداوند به گوش جوان رسید و گفت: ((ای پیر مرد کم عقل خاموش باش و هیچ نگو.))


بیت نهم:خار بر پشت زنی  زین سام گام /دولتت چیست ؟عزیزیت کدام ؟

قافیه :گام ،کدام    ردیف :ندارد

زنی:می زنی (فعل مضارع)
زین سان :به این صورت (با خواری و بدبختی )
دولتت:ترکیب اضافی
عزیزیت :عزیز بودن

آرایه تناسب _بین عزیزی و دولت

معنی بیت نهم: ای پیر خاکش !درحالی که با جمع اوری خار روزگار می گذرانی ،چگونه از سعادت و خوشبختی و عزیزی  دم می زنی ؟

بیت دهم :عزت از خواری  نشناخته ای /عمر در خارکشی باخته ای

قافیه :نشناخته
ای ،باخته ای    ردیف :ندارد

آرایه های تضاد و جناس
تضاد بین عزت و خواری
جناس بین خار و خوار

خار و خوار :کلمات هم آوا هستند.

معنی بیت دهم :ای پیرمرد خارکش ،تو فرق سرافرازی و پستی را نمی دانی و عمر خود را در کام جمع کردن و حمل خار ،صرف کرده ای .



بیت های یازدهم و دوازدهم :
پیر گفتا که چه عزت زین به /که نی ام بر در تو بالین نه

کای فلان ،چاشت بده یا شامم/نان و آبی که خورم و آشامم

این دو بیت موقف المعانی هستند.

زین :مخفف از این
به:بهتر
نی ام :نیستم
کای :مخفف که   ای
خورم :بخورم (مضارع التزامی)
آشامم:بیاشامم(مضارع التزامی)

نی ام بر در تو بالین نه :به تو محتاج نیستم .

آرایه های تناسب و لف و نشر
تناسب :آب و نان ،خورم و آشامم،چاشت و شامم


معنی بیت های یازدهم و دوازدهم :پیرمرد گفت :((چه عزتی بالاتر  از این است که بر در خانه ی تو بالش خواب نمی گذارم  و محتاج کسی مثل تو نیستم و هر صبح و شام از تو در خواست آب و نان برای خوردن و آشامیدن نمی کنم.))

قافیه بیت یازدهم :به ،نه 
ردیف:ندارد

قافیه بیت دوازدهم :شامم ،آشامم    ردیف ندارد



بیت سیزدهم :شکر گویم که مرا خوار نساخت /به خسی چون تو گرفتار نساخت

قافیه :خوار ،گرفتار
ردیف :نساخت ،نساخت

مرا:من را (من :مفعول)

آرایه های تناسب و تشبیه
تناسب (مراعات نظیر):خوار و خس
تشبیه :(تو) جوان به خس تشبیه شده است .


معنی بیت سیزدهم :پیرمرد به جوان می گوید :من خدا را سپاس گزارم که من را به انسان پست و فرومایه ای مثل تو محتاج نکرده است.


بیت چهاردهم:داد با این همه افتادگی ام /عز  ازادی و آزادگی ام

قافیه :افتادگی ام ،آزادگی ام   
ردیف:ندارد

آرایه جناس _آزادی و آزادگی

معنی بیت چهاردهم :خداوند با همه ی تنگ دستی و بیچارگی من ،عزت و ارجمندی آزادی و جوانمردی را به من بخشیده است.



قالب شعر :مثنوی


تاریخ ادبیات:
نورالدین عبدالرحمن جامی
شاعر و نویسنده معروف ایرانی در قرن نهم هجری  است.
وی به مناسبت محل تولدش ((جام)) و نیز به سبب دوستداری شیخ الاسلام احمد جام ،جامی تخلص کرد.

آثار:دیوان اشعار _هفت اورنگ (شامل هفت مثنوی به تقلید خمسه نظامی)،نفحات الانس و بهارستان

پایدار باشید .